"پشت پنجره و انتظار.!"

پدر جان ، آنقدرپشت این پنجره ی بسته ، منتظرت می مانم-
تاسر انجام یا تو بیایی ، و یا من . . .
+ نوشته شده در دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۵ ب.ظ توسط پروا نه میلا نی میبدی
|

ای زمین نفهم ، بالا خره میگی چی از جونمون می خوای.؟
این همه نعمت که روی توست،خدابرای مابنده هاش آفریده-
حالاهر روز یه اطوار بریزو هرساعت یه رقص کن ! مارو روی-
خودت به چرخون و به لرزون ! آخرش هـــــــــم مارو به بلع ،
از رو که نمی ری هیچ ، یه چیزی هم دستی می خوای !