"اینجا تهران است"
فرمایید.درضمن در"فیس بوک"،منتظردوستـــان اکتیو هستیم.
دوشنبه سوم مهرماه،تالارسرای دکتربهرامی فراموش نشود.
فرمایید.درضمن در"فیس بوک"،منتظردوستـــان اکتیو هستیم.
دوشنبه سوم مهرماه،تالارسرای دکتربهرامی فراموش نشود.
* عصر ۳۰ شهریور ، آخرین همایش تابستانی بانوان دانشگام-
درتالارمهندس ملکی واقع درقایم مقام فراهانی برگذار خواهد-
شد ، سخنرانان خانم هدایت ، استاد طاهره حاجیان شمیرانی-
ومهندس پروانه میلانی میبدی خواهندبود،اولین اجلاس پاییزی-
دوشنهبه ۳ مهرماه درمنزل خام دکتر بهرامی واقع درپاسداران
برگذارمی گردد ، برای شرکت با شماره های پشت کارت خود-
تماس حاصل فر ما یید . در این همایش فقط اعضاء می توانند-
با در خواست قبلی حضور داشته با شند .
*"ارواح پاک"
آن ها ارواحی هستند که در مراحل حیات زمینی ، به آخرین مرتبه ـ
کمال رسیده واز هر عیب و نقصی مبرا می با شند ، در واقع ماده -
کوچکترین تاثیری در روح آنان نداشته و در نتیجه ی رسیدن به این-
اوج کمال ، لذا خداوند نزدیکتر شده اند . بنابر این هیچ یک از افراد -
زمینی ، نمی توانند با آن ها ارتباط بگیرند مگر این که دارای فضائل-
وکمال نفسانی ی زیاد با شند و دل ها یشان از هر نا پاکی و تعلق-
به ماده پاک و منزه با شد. بنا براین نتیجه می گیریم که ، شخص-
ار تباط گیرنده با ارواح ، نبید به همه ی پیام هایی که از جانب ارواح-
می رسد تسلیم شود و به نصیحت آن ها معتقد با شد ، بلکه باید-
آن هاراباروشنایی عقل خودسنجیده وصحت اش را تشخیص دهد .
ارواح علوی "مترقی"
محقق و نویسنده ، دکتر"شودزموند" ، ومترجم ، استاد "کاضمی خلخالی"
از خصوصیــــات این ارواح این است که به ماده تسلط داشته و -
خیرو نیکی را دست دارند. واز همه رذایلی که آفت ارواح سفلی-
بودند ،به دور بوده و نیز در جات متفـــاوتی دارند و یکی از ارواح -
صالحه بوده که کارشـان درحیات روحی ، کمک رساندن و ایجاد -
خیرونیکی ازطریق الحام ، به انسان های زنده و وادارکردن آن ها-
به انجام کار های نیکو ست . این ارواح از نظر معارف و معلومات ،
وارتقاء عقلی محدودهستند ، یعنی معلومات علمی و عقلی ی -
آن ها ، پایین تر ازاخلاقشان می باشد . بعداز این ها ارواح حکیم -
هستندکه ازلحاظ اخلاق حمیده نقصی نداشته ،وعلوم ومعرفت-
آن ها ،بالاتر ازاخلاقشان می باشد.به از این هاهم ، ارواح رفیعه-
، یعنی ارواحی که از میان حکمت و علم ، اخلاق و فضیلت جمع-
کرده وسخنان آن ها،دارای معانی بدیع بوده وفکرشان بزرگ است.
این هاتعالیم خودرا،به آن دسته ازشخاص زنده القاء می کنندکه-
با خلوص نیت ، در صدد شناخت حقّ با شند ، و دل ها یشان از-
مطامع نا پایدار دنیوی خالی کرده با شند .
مردمان داشگام:درادامه مطلب،"ارواح پاک"توصیف خواهندشد.
ازپایین قرار دارند ،ماده برآن هامسلط و متمایل به شر هستند .
این ارواح در جات متفاوت دارند، پایین ترین در جات آن ها ، ارواح-
نحس می با شند و کارشان ایجاد نفاق و دوشمنی و تولیدفتنه-
بین زنده هامی باشد . مردم را فریب داده وباوسوسه هاس ی-
پست و بی اساس خود ، آن هارا گمراه می کنند . اگر این ارواح-
خبیث تجسدپیدا کنند ، آثار خبث و فساد وطمع ، در سیما یشان-
نمایان است . بعد از آن ها ، ارواح ابله و نا دان هستند که آن هارا-
ارواح بی شرم ، سبک مغز ، بازیگوش و نادان توصیف می کنند-
که عادت این ها،داخل شدن به مجالس روحی وانتخاب نام های-
بزرگ برای خود است ، تا بدینو سیله مدیوم را مسخره کنند و ،با-
سخنان خنده آور خود ، اورا فریب داده و گمراه سازند . بعداز این-
گروه ارواح متکبرهستندکه بااندک معلوماتی دردوران حیات مادی-
خیال می کردندبرهمه ی علوم وحقایق آگاه اند . بعد از این گروه-
،ارواح عقیم و بی فایده اند که در زمان حیا تشان نه عمل خیر و -
مثبتی انجام داده و نه عمل بد ،از خصوصیات این ارواح ین است-
که علاقه ی زیادی به انجام اعمال خیردارند ، واز این که دردوران-
حیات مادی ی خودکارخیر ی انجام نداده اند،متاسف و پشیمانند.
واماارواح علوی"مترقی"ازخصوصیات این ارواح این که به ماده تسلط دارند.
ادامه در پست بعد.
دوست بزگواری به من مراجعه نموده وگفت"من ازخدانمی ترسم-
چراکه آنقدردربرابرش کوچکم که باورم نمی شه ازقدرتش درجهت-
ترساندن من استفادکنه،ولی شکوه بارگاه اش من را به فکروامی-
داره و تصور می کنم ،تنها گره گشای مشکلات مخلو قات خودش -
هست وبس وهمه ی گره ها به دست خودش باز می شه ، ومن-
دایم از در گاه او که در واقع شهنشــاه کُلّ دنیاست برای خودم و -
مخلوقاتش هزاران آرزوی خوب دارم."وقتی مراترک نمودورفت به-
لطافت آرزو ها ی قشنگ و پاکش اندیشیده و این شعرمتولد شد .
نمی ترسم زتو زیرا ، تو اقیـــانوس و من ماهی
هوای بار گـــا ه ات ،چشم من گریان کند گاهی
گره افتــــــــــــاده بر کار خلائق ، بیش از دیروز
به این امید دل بستند ، که نیست غیر تو فتاحی
من آن چه بهرخودخواهم ، به خواهم بهرخلقّ تو
نباشد کُلّ عـــــــالم را ، به غیر از تو شهنشاهی
به گرد بار گـــــــــــاه تو ، به گردم همچو پر وانه
به سوزم بهره عشق تو ، بر آرم از دلــــــم آهی
درسایه عشق
درســـــایـــه عشق ، آرمیـــــــدن زیبـــــــاست
یک یار بــــــــرای دل ، گزیــــــــدن زیبـــــــاست
دربین گــــــــــــــلان ، نکوست حُسن یــــوسف
باپـــــاک دلــــــــــی ، به حق، رسیدن زیبـاست
درعـــــــالــم عشق ، سوره حمــــد وفـــاست
جـــــــــــــز یـــــــــار ، کس دگر ندیدن زیبـاست
درفــــرصت زندگـــی ، به جـــز عشق مگــــــو
گــــــل واژه عشق را ، شنیــــــدن زیبــــــاست
از فطرت زیبـــا بطلب ، معنــــــــــــــــی عشق
پرنور چـویــوسفــــی ، دمیـــــــدن زیبـــــاست
در محــضــــر دوست ، جــــــــز ادب نیست روا
از دشمن دوست هم ، رمیـــــــدن زیبــــــاست
مورخ 10/1/91
عصر جمعه بودصدای داد و فریادچندنفر راشنیدم ، باشتاب خودم-
رابه پنجره ی مشرف به خیابان رسانده دیدم که چندمردنامرتب و-
داغون در حال زدن به مردی معقول و میانسال ومرتب هستند،که-
با صدای بلند خطاب به آن ها کفتم ، "چه خبرتونه ، توروز روشن -
وسط یک خیابون ، اونهم توی پایتخت دارید به یک انســان شریف -
ومتواضع حمله می کنید؟ ، با شنیدن صدای من بقیه همسایه ها-
واردمعرکه شده وجنگ و ستیزمتو قف شضده و یکی از آن مردک-
های نامرتب وکثیف گفت : مگه چیه ؟ مامامور شهرداری هستیم-
هیچ کس غیر از ما حق نداره آشغال های خیابونو باز یافت کنه ، -
این مرد از خلوتی ی روز جمعه استفاده کرده داره قانون شکنی -
می کنه. همه با صدای بلند و تمسخر آمیز زدند زیرخنده و خلاصه-
آن مرد محترم ، میانسال و آبرو مند ، به کمک مردم از زیـــر چنگ -
و بال یاغیان خودسرومهاجم آزاد گردیده و کیسه ای را که درونش-
آشغال های خشک باز یافت بود تقدیم یا غیات گستــــاخ نموده و-
سربه زیر وغمگین صحنه را ترک نمود .!!!!!البته بعداز اتمام واقعه-
مردم همیشه آماده درصحنه ، سخنانی گفتندکه جای خودکشی-
داردبرای مخاطبان اش ،البته اگردرکی داشته باشندکه تصورنمی کنم.
به گزارش نیک صالحی به نقل از ايسنا : در این مطلب به معرفی-
مواد غذایی میپردازیم که زیبایی موها را تضمین میکنندوسفید-
شدن آنها را به تأخیر میاندازد . همیشه وهمه جادانههای کامل-
مصرف کنید دانههای کامل سرشار از هیدرات کربن پیچیده ،فیبر ،-
ویتامین و املاح معدنی و در عین حال فاقدچربیاند.زمانی که این-
مواد غذایی را با حبوبات میل کنید پروتئین کامل رادریافت کردهاید.-
توصیه میکنیم نان، غلات کامل،پاستاها، برنج،حبوبات،انواع لوبیاها-
و نخود فرنگی را در اولویت برنامهی غذایی خود قرار دهید .
*همیشه پای میوه و سبزی در میان است .
بانتیجه ی چهاربرصفر ،برتیم ملی فوتبال جوانان استرالیا-
چیره گردیده وهمچنان در رقابت باتیم های دیگر ، درصدر -
قرار دارد .
خانم"شهلاریاحی"درتاریخ ۲۵/۶/۹۱ ساعت ۱۷ الی ۲۰
سالن فرهنگی فجر ، واقع در خیـــابان آزادی ،روبروی -
دانشگاه صنعتی شریف،بوستان آزادی باحضورجمعی-
ازهنرمندان،موسیقی سنتی وپذیرایی،بامیزبانی شما-
عزیزان هنر دوست ، برگزار می گردد .خطوط ارتباتی -
عبارتند از > ۶۶۸۴۴۹۹۱ و ۰۹۱۲۲۰۹۰۵۲۴
* آغازثبت نام دورجدیدکلاس های فرهنگی هنری کلوب-
"بانوان دانشگام"را ، به اطلاع کلیه ی بانوان علاقمندان-
و فرهنگدوست می رسانیم ، تماس از طریق کامنت ....
پروانه :
قبل از تعطیلات نا خواسته ، دوستان چندین شهر را برای سفر-
پیش نهاد نموده و گروهی تاییــــد و جمعی تگذیب و سر انجام-
هم صورت گرفت و هم نگرفت .! یعنی عده ای به سفر رفته و-
تعدادی ماندن درتهران راترجیح دادند که البته برای هرروزبرنامه-
ای متناسب در نظر گرفته شد ولی همانگونه که قبلا نوشتم-
تهرا ن بیشتر به شهر ارواح شبیه شده بود ، تا به یک پایتخت -
مهم وبزرگ که برازنده اش می با شد .! جزئیات و کلیات بسیار-
وجود داردکه قصدپر داختن به هیچکدام آن هارا ندارد ، درواقع-
نمی خواهم پا در کفش مورخین نموده و چنین و چنــان های -
ولرم وداغ رابنویسم،بلکه برعکس می خواهم به نقاشی فوق-
که نام اش "مادر ، نوبت ماست" ، اشاره ای داشته باشم که -
محصول ایام فراغت من در همین تعطیلات اجباری بوده است.-
آری این نقاشی ی کامپیوتری در حقیقت طرحی از اندیشه ی-
ذهن من در مورد "مادر" هست که اگر روزی او مارا در آغوش -
گرم خودجاداده و باعطوفت مهربانی مراقبمان بود ، حالا نوبت-
ماست ، از او که فرتوت و نیاز مند تکیه گاه است مراقبت کنیم.
شهریور ۷, ۱۳۹۱ توسط : admin موضوع : مشروح اخبار, مقالات علمي


پروانه : این سروده ام را به درخواست خانم دکتر" فاطمه تدین " منعکس می نمایم .
دوست دشمن های من ، با من به ظــاهر یار بود!
هر کجا رنجی برآن ها می شدی ، احضـــــــار بود !
خانه ی دل ، ســـــــرد تر از لانه ی مــــــــورو ملخ
بهره گر مـــــــــایش ، بسی انـــدوه و آه در کار بود
من که این ویرا نه را ، دل نتـــــــــــوان گفتن ، چرا-
این گل ازبوستان به جامــانده ، نصیب اش خاربود؟
وه چه ارزان می فروشی شاخه ی من ،گلفروش!
تو نفهمیدی که عطـــــــــر من از "او" سر شار بود
بی کسان از بُخل خود ، من را نهـــــــــــــاده زیر پا
گر چه خـــــــــــار من ، به چشم اغنیـــا از هار بود
ای که هر ذرات عــــالــــــم را ، محیطی بی گمان
ذره ی من را چرا ، اقبـــــــــال این منقــــــار بود!؟
من زتنهــــــــایی کنار نــــــا کسان ، بس سوختم
آفرین بـــــر روح من ، بــا مـــــــــا در این پیکار بود
شاهدی دارم به تنهـــــــایی ، کــــــــــه آرامم کند
از غبــــار و دود این عــــالــم ، که دشمن وار بود
در تمـــــا شــــــای زمان ، دیدم زمین را جلــوه گر
مست ساختـار پیّ و بو م اش ، که آدم خـوار بود !
من مسیـری را بـــــه پایان می برم ، کاز آن همی
قسمت "پروانه" و من ، ضجــــه ی بسیـــــــار بود
وقتی تهران قشنگ وشلوغ ماخلوت می شه ، درست مثل-
این می مو نه که ، زنی ابرو ، و مردی صلابت نداشته باشه!
یعنی همه جا زشت ، نا موزون و بی روح بـــه نظر می رسه .
اوصولا ً جذابیت شهر ها و پایتخت های بزرگ جهان ، به اذدهام-
و شلوغی ی آن ها بستگی دارد ، انشــــا الله از چند روز دیگر -
این قضیه ء نامطلوب جبران شده وشلوغی ی پایتخت قدیمی-
و زیبای ایران ، تو سط سیل عظیــــــم تردد پیاده و سواره ی -
دانشجویان هوشمند ، دانش آموزان ســاعی و مردم کوشا -
جبران خواهد گشت ، و دو باره شهر یموت و نا زیبا را ، حیّ و -
حاضر خواهیم دید ، پر جنب و جوش و دل انگیز ، مفرح و شاد.
دولت خدادوست:
دوست دارم قصه های تلـــخ و شیرین را ، ولی
دوست دارم یـاد آن یــــــــــــاران دیرین را ، ولی
دوست ندارم قصه ای ، از غُصه هـــای روز گار
در نوردد مردمان را ، هم پیـــــــــاده ، هم سوار
***********************************
فاطمه حاج هاشمی:
سوختم در غُصه هـــــــای ، سر به داران زمان
الامّان از ین همــــــــــــــه داغ ، الامّان و الامّان !
***********************************
مهراد اکید :
تا کجای قصه ها ، باید زدلتنـــــــــــــگی نو شت!
تا به کی بازیچه بودن ،در دو دست سر نو شت؟
تا به کی با ضربه های درد ، بایــــــــــد رام شد؟
یا فقط با گر یه هـای بیقــــــــــــــرار ، آرام شد ؟
بهر دیدار محبت ، تا به کی در انتظـــــــــــــــار ؟
خسته ام از زندگی ، با غُصه هـــــــای بیشمار !
***********************************
شهین عسگری طاری :
من ندارم طاقت ، این همه رنــــــــج در روز گار
غصه هایم را دلیت کن ، آرزویـــــــــــــم را بر آر
سالیان سال ، در بُهت و صبـــــــــــوری بوده ام
دیگر آن بُهت و صبوری ، گشتــــــه فریاد و هوار
**********************************
طاهره حاجیان "شمیرانی":
خواب دیدم ، غصه هایـــــــــــــــــــم کم شده
روی زخم هایم ، بسی مـــــــــــــــــرهم شده
اوج بگرفتم ، به ســـــــــــــــــــــــــوی آسمان
غصه را دیدم ، کـــــــــــــــه پشتش خم شده
**********************************
ایران زهرادوست :
غصه هایم را فرستـــــــادم ، بــرای دشمنان
دشمنانی که برایـــــــــم تنگ کردند این جهان
یارب ، این اندک شعوری را که دادی ، پس نگیر
تا بسازم پشت دشمن را ، به افکـــــارم کمان
**********************************
پروانه :
مسئله فقط انسان ها نیست ، بلکه کُلّ ذرات آفرینش است که-
به استناد آیات معتبر ومستحکم اش ، هرچیـــز را زوج آفریده تا -
جهان لامنتهی ، همچنان به اذن حضرت یگانه اش،سیرتسلسلی-
را ادامه داده و روزگاران را شکیل گردانند . ولی هیهات که "من"-
گستاخ ترو نادان تر از این درک سلیس ، روان وجاری بوده وقصد-
وعزم جنگ آفرینی نموده و روزگار مخلوقا ت اش راتلخ تر از زهر-
گردانیده و لیاقت غیر از اندون آفرینی ندارم ،! حماقتم می گوید:-
"توهرگز نخواهی مرد و مفلوک نمی شوی" . همه می دانندکه-
در جنگ های روز گار ، به ویژه دهه های اخیر که ســـلاح های-
میکربی نیز وارد معرکه ی ابزاری شده است ، عــلاوه بر مردم -
بی گناه و متنفر از جنگ و جدال ، احشام و طیور وکلیه ی ذرات-
تشکیل دهنده ی اکو سیستمی مناطق نیز ، متشتت و پراکنده-
شده وخلاصه چه گوییم که روانشاد استاد"شهریار" غزلسرای-
معاصر چنین سروده ای دارند که و صف این اوصـــــــاف است .
آسمان کاین جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من ، نمی پاشد زهم دنیــا چرا ؟
*اشتباهات املایی و انشایی را به بخشید ،زیرا پرشتاب نویسم .! و پیش می آید.