"چگو نگی و نحوه ی تولد یک شعر"
ما اهل انتشاریم ، بحث و جـدل نداریم
تاریخ می نو یسم ، روز نامه می نگاریم
*خیلی ازدوستان مایلندبدانند که چه عواملی باعث می شود-
یک شاعردرشرایط نوشتن اشعارش قرارمی گیرد،البته تفاوت-
بسیار است امّا یک موردکه برای اینجانب پیش آمدچنین بودکه-
بادوست عزیز و شاعرم از مسیری عبور می کردیم که متوجه-
شدیم چند مامور جلوی چند جوان را گرفته و غیره ...............-
دوست گرامی من جلورفت وگفت:چرا هر روزیک سازمی زنید-
این جوان ها هیچ تفریحی ندارند تو خیابان هم که می آیند از -
آن ها هزار ایراد می گیرید ،خودتونو بذاریدجای اونا ، آخه چقدر-
. . . . . . . ، یکی ازمامورین خطاب به دوست محترم من گفت:-
مادرجون ما،ماموریم ومعذور،وانگهی این خانم هم که جای مادر-
ماست ،ساکت ایستاده هیچی نمی گه ، ماشاالله شما .......-
در همین مو قع من که فقط و قوع جریان را در حافظه ام ضبط -
وثبت می نمودم،باهمان لبخند خاص که به قول دوستان بسیار-
پُر مفهوم و از نوع ژوکند است ، بطور فی البدیهه تک بیت بالا را-
بیان نموده و درهمین موقع دوست شاعرم خطاب به مامورین-
گفت :شماهادوست دارید ایرادتون روبه خودتون بگن ،یا این که-
در موردتون هزار نکته گوناگون بنویسند.! کدوم بهتره؟، این که -
من مادرانه از شما خواهش کردم با مردم ، به ویژه با جوانـان -
انعطاف بیان ، و بر خورد داشته با شید ، و یا سکوت ، ضبط ، -
ثبت و نشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر . ؟!
من همچنان به سکوت ادامه داده وبادوستم از آن جادورشده-
رفتیم منزل که به کارهای مشترک فرهنگی امان رسیدگی کنیم.
نسخه قابل چاپ







